خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
220
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
اينرو ، نخست به شرح قياسهاى حملى و سپس به بيان ديگر انواع قياس مىپردازيم . ان شاء الله تعالى . فصل سوم : اجزاى قياسها و چگونگى هيأت اقتران مقدمات همانگونه كه در مباحث پيشين اشاره شد ، قياس از تأليف مقدمات حاصل مىشود . مقدمه ، قضيهاى است كه جزئى از قياس باشد . نتيجه قضيهاى است كه لازم قياس باشد . بايد توجه داشت كه اين تعاريف ، تعريف رسمى است نه حدى . علت نامگذارى مقدمه اين است كه بالطبع متقدم بر نتيجه است . هر قرينهاى كه قياس باشد ، « منتج » و در صورتى كه قياس نباشد « عقيم » ناميده مىشود . هريك از اجزاى مقدمه و نتيجه را كه محكوم عليه يا محكوم به باشد ، حدود ناميده مىشود . اين نامگذارى به حكم مشابه بودن به اركان نسبت در كميات است ، زيرا اهل دانش رياضى اركان نسبت در كميات را حدود مىنامند . اسم « حد » بر اجزاى مقدمه و نتيجه و اركان نسبت به صورت تشابه است اما بر حدى كه قول شارح است به صورت اشتراك است . ازاينرو اگر مقدمه يا نتيجه حملى باشد ، حدود به صورت مفردات ، يعنى موضوع و محمول هستند . ولى اگر شرطى باشند ، حدود به صورت قضايا يعنى مقدم و تالى خواهند بود . در قياسهاى اقترانى كه نتيجه يا نقيض آن در قضيه بالفعل ذكر نشده ، حتما بالقوه خواهد بود ، يعنى اجزاى آن در قياس وجود دارد . مثلا انسان و جسم در اين قياس به صورت بالقوه هستند : انسان حيوان است ، هر حيوانى جسم است . اگر نتيجه يا نقيض آن بالقوه ذكر نشود ، نتيجه بدون ارتباط با قياس خواهد بود و ديگر نتيجه نمىتواند لازم قياس باشد . از آنجا كه نتيجه ، لازم هردو مقدمه است ، با هريك از دو مقدمه داراى نسبتى خواهد بود . ازاينرو هريك از حدود نتيجه در يكى از دو مقدمه ذكر مىشود . مقدمهاى كه موضوع نتيجه در آن ذكر شود ، « مقدمهء صغرى » خوانده مىشود . موضوع نتيجه « حد اصغر » است . مقدمهاى كه محمول نتيجه در آن ذكر شود ، « مقدمهء كبرى » و محمول نتيجهء خود « حد اكبر » است . ميان هردو مقدمه هم حتما بايد مناسبتى وجود داشته باشد و اين